تبلیغات
قجی دات کام - داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت
قجی دات کام
هرگز نگو ای خدا مشکل بزرگی دارم بلکه همیشه بگو ای مشکل خدای بزرگی دارم . یا حق
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
سایت اینترنتی قجی دات کام در خدمت تمام بازدید کنندگان محترم میباشد این سایت در تمام زمینه ها فعالیت دارد شما براحتی میتوانید در این سایت نویسنده شوید برای این کار کافی است که مطالب مورد نظر خود را از طریق بخش نظرات هر پست یا از قسمت ارتباط با مدیر برای ما ارسال کنید تا پس از تایید مدیریت به نمایش گذاشته شود و همه ی بازدیدکنندگان استفاده کنند در ضمن مطالب ارسالی دوستان با نام خودشان در سایت قرار داده میشود دوستان عزیز میتوانند اس ام اس های خود را به شماره 09139205886ارسال کنند تا با نام خودشان در سایت قرار داده شود سایت اینترنتی قجی دات کام برای تمام بازدید کنندگان خود آرزوی موفقیت میکند دوستان عزیز میتوانند با عضویت در خبرنامه ی سایت تمام اس ام اس ها و مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنند.این سایت توسط محمدرضا رادان ایجاد شده است این سایت صرفا جهت سرگرمی و آموزش بوده و قصد توهین به هیچ نژاد یا قومیتی را ندارد.
با آرزوی موفقیت برای شما نویسنده محمدرضا رادان

مدیر وبلاگ :محمدرضا رادان
مطالب اخیر

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست

 





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 مرداد 1388
چهارشنبه 4 بهمن 1396 07:38 ب.ظ
What's up, yup this post is actually fastidious and I have learned lot
of things from it concerning blogging. thanks.
شنبه 25 شهریور 1396 03:45 ب.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your
favorite justification seemed to be on the internet the easiest thing to be aware of.
I say to you, I certainly get annoyed while people think about worries that they just don't know about.
You managed to hit the nail upon the top and defined out the
whole thing without having side-effects , people can take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:34 ق.ظ
I am really grateful to the owner of this website who has shared this wonderful post at
at this place.
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:51 ق.ظ
I really like it when people come together and share opinions.

Great site, continue the good work!
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:10 ق.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! However, how can we
communicate?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی