قجی دات کام
هرگز نگو ای خدا مشکل بزرگی دارم بلکه همیشه بگو ای مشکل خدای بزرگی دارم . یا حق
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
سایت اینترنتی قجی دات کام در خدمت تمام بازدید کنندگان محترم میباشد این سایت در تمام زمینه ها فعالیت دارد شما براحتی میتوانید در این سایت نویسنده شوید برای این کار کافی است که مطالب مورد نظر خود را از طریق بخش نظرات هر پست یا از قسمت ارتباط با مدیر برای ما ارسال کنید تا پس از تایید مدیریت به نمایش گذاشته شود و همه ی بازدیدکنندگان استفاده کنند در ضمن مطالب ارسالی دوستان با نام خودشان در سایت قرار داده میشود دوستان عزیز میتوانند اس ام اس های خود را به شماره 09139205886ارسال کنند تا با نام خودشان در سایت قرار داده شود سایت اینترنتی قجی دات کام برای تمام بازدید کنندگان خود آرزوی موفقیت میکند دوستان عزیز میتوانند با عضویت در خبرنامه ی سایت تمام اس ام اس ها و مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنند.این سایت توسط محمدرضا رادان ایجاد شده است این سایت صرفا جهت سرگرمی و آموزش بوده و قصد توهین به هیچ نژاد یا قومیتی را ندارد.
با آرزوی موفقیت برای شما نویسنده محمدرضا رادان

مدیر وبلاگ :محمدرضا رادان
مطالب اخیر

امتحان دامادها

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

 






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی





Powered by WebGozar